حکومت امام المتقین
وَ تَاللهِ لَو مالُوا عَن المَحَجَّةِ اللائِحَةَ وَ تَکافُوا عَن زِمامٍ نَبَذَهُ إِلَیهِ رَسُولُ اللهِ وَ زَالُوا عَن قَبُولِ الحَجَّةِ الواضِحَةِ؛
لَرَدَّهُم اِلیها وَ حَمَلَهُم علیها وَ لَسارَبهِم سَیراً سُجُحاً، لا یَکلُمُ خِشاشَةُ وَ لا یَکِلُّ سائِرُهُ وَ لا یَمَلُّ راکِبُهُ وَ لاوَردَهُم مَنهَلاً نَمیراً صافِیاً روِیّاً، تَطفَحُ صَفَّتاهُ وَ لا یتَرنَّقُ جَانِباهُ وَ لا صَدرَهُم بِطانَاً وَ نَصَحَ لَهُم سِّراً وَ اِعلاناً وَ لَمِ یَکُن یَحلی مِنَ الغِنی بِطائِلٍ وَ لا یَحظی مِنَ الدُّنیا بِنائِلٍ غَیرَ رَیِّ النّاهِلِ وَ شَبَعةِ الکافِلِ وَ لَبانَ لَهُم الزّاهِدُ مِنَ الرَّاغِبِ وَ الصّادِقُ مِن الکاذِبِ «وَلَو أَنَّ أهلَ القُرَی آمَنُوا وَاتَّقُوا لَفَتَحنَا عَلَیهِم بَرکاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ والأَرضِ وَ لَکِن کَذَّبُوا فَأَخذنَاهُم بِما کانُوا یَکسِبُونَ»(اعراف 96)«وَالَّذِینَ ظَلَمُوا مِن هَؤُلَاءِ سَیُصِیبُهُم سَیِّئَاتُ مَا کَسَبُوا وَ ما همُ بِمُعجِزینَ»؛(زمر51)
به خدا سوگند، اگر پای در میان می نهادند و علی (علیه السّلام) را بر کاری که پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به عهده ی او نهاد می گذاردند.
آسان ایشان را به راه راست می برد و حقّ هر یک را به او می سپرد؛ چنان که کسی زیانی نبیند و هر کس میوه ی آنچه کشته است، بچیند.
این شتر را سالم به مقصد می رساند و حرکتش برای کسی رنج آور نبود.
تشنگان عدالت را از چشمه ی سرشار و زلال حقیقت سیراب می کرد «چشمه ای که آب زلال آن فوّاره زنان از هر طرفی جاری است» که هرگز رنگ کدورت نپذیرد و همواره سیراب بوده، رنج تشنگی نبینند.
علی (علیه السّلام) همواره در پنهان و آشکار نصیحت کننده ی مردم بود و اگر به خلافت می رسید از اموال بیت المال برای خود ذخیره نمی نمود و از ثروت دنیا جز به اندازه ی نیاز برداشت نمی کرد، به اندازه ی آب اندکی که عطش را فرو نشاند و طعام مختصری که رفع گرسنگی نماید. در آن هنگام زاهد از حریص به دنیا و راستگو از دروغگو باز شناسانده می شد.
«اگر مردم چنین می کردند، ایمان آورده و تقوا پیشه شده، حق را به امام واقعی می سپردند و درهای رحمت از آسمان و زمین به روی آنان می گشود(اعراف96)؛ امّا دروغ گفتند و به زودی خدا به کیفر آنچه کردند آنان را عذاب خواهد فرمود.(زمر51)»